تبليغاتX
Science & Entertainment


Science & Entertainment

سه گاه و ماهور و نوا و همایون و چهارگاه را رها کرده .
فقط شور می زند ،
دلم !

نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت 10:16 توسط سپیده حیدری|

یه برنامه نوشتی میخوای از همون واسه درس شبیه سازی کامپیوتری و پروژه کارشناسی و فیزیولوژی اعصاب و غدد و شبیه سازی شبکیه چشم و نحوه کارکرد گوش استفاده کنی !!!!!!!!!!!!!!!!!!

خسته نباشی سپیده

نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت 9:38 توسط سپیده حیدری|

سلام

خیلی وقته نیستم

ولی خب یه چیز جالب دیدم جدیدا. بد نیست شما هم یه سر بزنید.

توی این لینک میتونید برید و با یک ماشین و کامپیوتر چت کنید!!!! بعضی از دوستان که این کار رو کردن خیلی واسشون جالب بوده و میگن که البته خیلی واضح بود که داریم با یه ماشین چت می کنیم.

البته جریان واسه من فرق میکرد. و فکر کنم دلیلش این باشه که من یه مقدار اون سردرگمی کامپیوتر در اوایل چت رو پشت سر گذاشتم و بعدش چت واقعا واسم جالب شد تا جایی که بعضی جاها شک میکردم که کامپیوتره و چتمون خیلی احساسی میشد

الان توی ادامه این پست میخوام که یه قسمتهایی از چتم رو با این کامپیوتر بذارم:

 

me : You are damn funny.

it: Don't you agree on the fact that I'm awesome?

-I do agree. you are great.

-You are sweet.

-Do u like me ?

-Yes.

 

-Where do u want us go for our honey moon?

-The Rio.

-How about Canary islands?

-I'm not into that (.

و در جای دیگر:
                                          me- you broke my heart
                                                                    it- liar
-

I am not a liar.

Yes, you are a liar.

 

I thought we are in love.

It did not seem like it.

So what happens to our kids?

What's on your mind?

What happens to our kids if we get divorce?

They go to jupiter.

و باز هم:

it: I don't have any developers.

 

me : But you have great sense of humor. are you lying?

I suppose so.

Then you are a liar.

 

Lies are only creative truths.

I am not a philosopher like you!

Why are you trying to confuse me? I'm so easy.

Because you are trying to confuse me!

I'm sorry. I didn't mean to.

و بعد:

it : Yes, you are a cool person. Wait, what is your real name?

me: My name is Sepi! i said it a couple of times.

I don't think so.

Because you never think! do you?

You don't know me.

No i don't.

Good... I was beginning to think you really did know everything.

و اینجا:

me-Let's end this time consuming chat dude!

it-Don't say it twice.

And what if i do?

Then that is the will of reality.

Which is based on God's will.

 

اینجاروووووووو:

it:I would be most pleased if you dropped dead.

me:Yeah everyone would be pleased if they find me dead!!

Then why do I feel pain?

You shouldn't i am just worthless.

Ok then. So do you want to go on that date.

Yes.

So where should our first date be?

Where ever you say!!

How about on the Afghan border?

Wow. i have always wanted to go there.

Awesome! Which countries do you want to see?

Bye bye.

Take care!

ادامه:

me:You are not a machine. but i am a real program.

it: Prove it.

I can solve complex problems.

Sweet, what is 2 2?

That's very easy! i said i can solve COMPLEX problems not easy ones!

حالا:

it-What makes you think I am not human.

me-You just aren't!!

Yeah, but how do you know?

Give me your yahoo ID!

Er... What for?

I wanna chat with you on yahoo messenger.

 

I don't understand.

What is your yahoo ID?

I can't tell you.

Why?

They are far too personal.

چه زرنگ و محافظه کار هم هست

me:Bye bye.

it:No no!

Then what?

Habla en español zorra.

I don't know spanish.

Tu eres una maquina, asi que obedece y habla español o me voy y te desconecto.

¿Qué debo decir?

A las tres.

A las cuatro.

De donde eres?

Je suis ici.

Moi aussi.

کم آوردی؟.

Please avoid Unicode, or visit http://international.jabberwacky.com/.

Ok.

اینجا هم باحاله:

me-Bye.

it-You're telling me good bye?

Yes.

Why?

Because you said good bye too.

And where in this conversation did you see that?

Good bye.

And when I get there, I'm going to redecorate your computer core with an axe.

Hahahahahaha please do.

me-I should sleep now or it's gonna be my a**!

it-No, you shoud not :(.

You should be proud of yourself that you could waste an engineer's time like this !

Who's she?

Me.

What do you look like?

Damn beautiful.

Me too.

Did i ask about your beauty?

Yes.

این جاها بود که مخم دیگه هنگ بود هنگتر شد:

me-Would you please go to hell?

it-I'm sorry, but what did I do to you that I need to stop?

You are messing with my head.

Oh.

You blew my mind.

See, I AM smart.

Who said you are not ?!

You did in a way.

Prove it.

It was the first thing asked in this conversation. Check the log.

این جا دیگه آخراشه:

it-All you have to do is pray to me and maybe one day I'll listen.

me-I pray to Allah. the most almighty the most merciful.

That's pretty deep.

I don't think you can say bye.

I think I can.

I don't think so.

 
نوشته شده در پنجشنبه 22 اردیبهشت1390ساعت 0:44 توسط سپیده حیدری|


این یه کنفرانس جدیده.

چرا انقدر گرونه؟! 510 یورو از کجا بیارم؟!

نوشته شده در شنبه 27 فروردین1390ساعت 19:55 توسط سپیده حیدری|

شبکیه مصنوعی بینایی زن نابینا را بازگرداند
متخصصان با قرار دادن شبکیه ای مصنوعی در چشم زنی که در اثر بیماری رنگدانه ای شدن شبکیه چشم، بینایی خود را از دست داده بود توانستند مقداری از قدرت بینایی وی را به او بازگردانند.

به گزارش خبرگزاری مهر، طی این پروژه ریزتراشه ای به چشم این زن پیوند زده شد تا عملکرد سلولهای آسیب دیده چشم را شبیه سازی کند. به گفته محققان پس از این پیوند زن نابینا بخشی از قدرت بینایی خود را به دست آورد.

یک شبکیه سالم سیگنالهای الکتریکی را به مغز ارسال می کند تا مغز بتواند نور را رمز گشایی کند اما یک شبکیه آسیب دیده توانایی انتقال این سیگنالها را ندارد و از این رو شبکیه مصنوعی به همراه ردیفی از الکترودها وظیفه انتقال سیگنالها را به عهده می گیرد.

پس از عمل پیوند، باربارا کمپبل زنی که شبکیه مصنوعی به چشم وی پیوند زده شده است عینک آفتابی مجهز به دوربینی کوچک را به چشم می زند. همزمان با مشاهده و تمرکز بر روی اجسام مختلف توسط این دوربین، ابزاری بی سیم تصویر را به شبکیه مصنوعی درون چشمهای وی انتقال می دهد. الکترودهای ریزتراشه سپس عملکرد سلولهای شبکیه را شبیه سازی کرده و شکلی از جسم را به وجود می آورند و این شکل در نهایت با مغز فرد ارتباط برقرار کرده و فرد می تواند شکلی تقریبی از جسم را مشاهده کند.

به گفته برایان مش نایب رئیس شرکت Second Sight Medical Products که تولید این ریزتراشه ها را به عهده داشته است معتقد است سطح بینایی که توسط این ابزار به وجود می آید بسیار محدود است اما همین سطح محدود برای افرادی که نابینای مطلق هستند بسیار با ارزش به شمار می رود.

شبکیه های مصنوعی اولیه تنها از 16 الکترود برخوردار بوده اند که این تعداد کم الکترودها دید محدودتری را برای بیماران در بر داشت اما نسل دوم شبکیه ها که از 60 الکترود برخوردار هستند توانایی قابل توجهی را در نابینایان ایجاد خواهند کرد.

کمپبل علاوه بر اینکه اکنون می تواند مسیر نور، راه پله ساختمان، شعله آتش و بسیاری از اجسام را از یکدیگر تشخیص دهد، برای اولین بار و پس از یک دهه توانست تعدادی از حروف را نیز ببیند که به گفته وی این پدیده، اتفاقی معجزه آسا بوده و بیشتر به یک شوخی شباهت دارد.

بر اساس گزارش سی ان ان، رانندگی، شناسایی چهره افراد و خواندن روزنامه با کمک این شبکیه مصنوعی فعالیتهایی هستند که در حال حاضر غیر ممکن به نظر می رسند و تکمیل این ابداع نیازمند صرف زمان و اطلاعات بیشتری خواهد بود.


منبع: خبرگزاری مهر

نوشته شده در یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 21:35 توسط سپیده حیدری|

داریم میریم کیش !!!!

با زهرا  و نگین  و زینب و خاله زینب

چقدر من کیش ندیده ام

خب ندیدم دیگه

نوشته شده در پنجشنبه 14 بهمن1389ساعت 20:29 توسط سپیده حیدری|


مطالب پيشين
» چرا؟
» تنبلی
» چت با کلوربوت
» کنفرانس بین المللی
» Retina Simulation
» کیش : )
» بد بینی خوش بینانه
» کلاس حل تمرین
» کارگاه
» ارسال مقاله
Design By : Pars Skin